شعر نسل بیت 1
شعر نسل بیت 1

Allen ginsberg
شعر گینزبرگ را باید شلاق وار خواند و نه واژه به واژه .
گینزبرگ در دهه ی شصت مراد همه ی کسانی بود که جنگ ویتنام ویرانشان کرده بود یا از این جنگ سخت بیزار بودند .
از آثار او زوزه - حدیث - آئینه ی تهی و سقوط امریکا منتشر شده است
Howl _ Kadish - Empty Mirror - Fall of America
بیگانه ی کفن پوش
1
آلن گینزبرگ
ترجمه ی علی اصغر بهرامی
بیگانه ی کفن پوش تمام قلمروی خود را از کف داده است .
منفور و مطرود بر تل زباله های شهر می نشیند .
دل شکسته اش انبان مدفوع است .
و بارش گسترده ی باران , آئینه ای تهی .
2
خواب
از لبه ي برج عظيم
بالا رفت
هراسان پايين را نگاه کرد
و از تنده ي زمين سرازير شد
از بافه هاي خرسنگ گذشت
از چالاب هاي راه آهن
و از پل هاي پهناور رود
از نشيب دامنه اي که رو به زمين داشت
زير پل آهني که بر دره ايستاده بود
در مرغزاري خاموش
به جويباري رسيد
کنار بيشه اي کوچک
لرزان بر جاي ايستاد
ميان گل هاي عريان
از زير درخت بلوط گذشت
و به آشنايي رسيد .
3
خواب مي ديدم دوباره خواب مي بينم
و بر آن شدم تا به جستن بيگانه ي کفن پوش
از شيب ساليان پايين بروم .
مي دانستم ناکس بي پدر
همين دور برها پلاس است .
خم شدم زير تخت ها را نگاه کردم
تشک ها را برداشتم
و سر انجام پيدايش کردم
زير فنرها پنهان شده بود و
گوشه اي کز کرده بود :
سرانجام با او روبه رو شدم
حتي نشناختم اش
گفت شرط مي بندم
فکر نمي کردي من باشم .
4
یادواره های تکه تکه
آمده بود ترکیبی داشته باشد
آمده بود داستانی روایت کند
آمده بود انبوهی انگاره باشد
روان برصفحه ی کاغذ با
صدایی پوک در میانه
آمده بود از زمان بگوید
از ابدیت , از حفاظ باران
آغاز کند و از ماه
و کارش به زیر چراغ خیابان
هیئت لخت جهان کشید
از میان کرکسان
کوهستان های مکزیک آغاز کرده بود
سراسر امریکا را در نوردید
و از زباله دانی ریور استریت سر در آورد.
آمده بود تا نخستین کلامش
" آی کفن با من باش اکنون " باشد
و واپسین کلامش " _ عریان
بر بطری های شکسته
میان دیوار های آجری " بود
و رویای بیگانه ی کفن پوش شب
بود .