ایکاروس!چه عالی است این آگاهی که تو هنوز سقوط می کنی آیا می توانم به تو بپیوندم؟

ایكاروس همواره نماد غرور انسان در راه رسیدن و كشف حقیقت است .
اما در روایت اسطورهای قربانی غرور و عشق خویش است. غروری كه ریشه در نوعی آزادی طلبی و رهایی از چارچوب های محدود و ممنوع زندگی دارد اما در عکس ایکاروس با نوعی پوچی و نیهلیسم روبرو می شویم. که در ظرفی اسیر است و دیگر اشتیاقی به زیستن ندارد.عکس ایکاروس میتواند نمادی از معنا باختگی انسان معاصر نیز باشد.1
یكی از ویژگیهای برجستهی عکس بهره مندی خلاقانهی عکاس از تكنولوژی مدرن و تاثیر آن در خلق عکسی است كه در ذهن بیننده ماندگار خواهد بود
" دست " همچون یك مركز ثقل عمل میكند و تمام عناصر در محوریت او هستند.
مرز میان هنر و لذت بخشی در این عکس برداشته شده هر آنچه میبنی لذت بخش است
عکاس گرفتار در دام تناقضی آشكار تلاش میكند در امتداد رویكرد هنر مدرن در نبرد با آثار گذشتگان و نیز تلاش برای بازیابی اسطوره ی ایکاروس بر مبنای وضعیت انسان پست مدرن به نوعی هماغوشی دست یابد كه این امر تنها در بستر ظنز آمیز ممكن میگردد که ظرفیت پذیرش چنین تناقضی را دارد2
عکاس با اتكا به دید فراتاریخی ایكاروس و بهرهمندی از امكانات مدرن در فرآیند بینامتنیت از اسطورهی ایكاروس و نظام روایی آن را در بستری تازه بازگو میكند. تمركز این بازگویی هرچه بیشتر بر چیستی است تا چگونگی.
عکس ایکاروس شاید بیشتر از اینکه دارای پیامی عمیق و فلسفی باشد بیشتر به بازی کودکانه و کنجکاوانه می ماند. بازی کودکانه ای که از تخیلات عکاس درباره داستان این اسطوره شکل گرفته3
