با یاسها

ضیاء موحد

بیهوده آفتاب نمی تازد
گلهای یاس باید آتش گیرند
حتی مجال پژمردن نیست

بیهوده مرد عشق نمی بازد
چیزی برای بردن نیست


The Nothing nothings

مارتین هایدگر

می توانست نباشد

بحث این نیست که : آدم هست
مشکل این است : چرا هست؟
می توانست نباشد .
کوره های آدم سوزی نیز همین
" می توانست نباشد " را ثابت کردند
بحث اما
اندکی از این پیچیده ترست
سخن از پرسش بنیادین است
سخن از پرسش پرسشهاست

از وجود است نه از موجود
از وجود است
که طوماری وامی شود و باز
دور خود
می پیچد
و سخن از مردی
که کنار پنجره
غرق این پرسش پرسشها
به افق خیره شده ست

ای همه خلق جهان خاموش
هیچ اینجا دارد
می هیچد .