امپراتوری درون مرزی
امپراتوری درون مرزی
آخرین اثر دیوید لینچ
«وقتی پسربچه به دنیا وارد شد تا بازی کند، شیطان متولد شد و او را تعقیب کرد. وقتی دختر به دنیا آمد در شلوغی گم شد.»

نیکی بازیگر است و نقش تازه یی به او پیشنهاد شده که بر اساس یک داستان قدیمی لهستانی است. فیلمی که قرار است در آن بازی کند قبلاً در حال ساخته شدن بوده اما چون دو بازیگر اصلی آن به قتل رسیدند در اواسط فیلمبرداری پروژه متوقف شده است. بازیگر زن لهستانی، نیکی و نقشی که بازی می کند (سوزان) و زنی که قصد به قتل رساندن سوزان را دارد، همگی مرتباً در جای همدیگر قرار می گیرند

این فیلم فیلمی مدرن و به تعبیری پست مدرن است که گره افکنی می کند اما گره گشایی نه / آن گونه که به نظر می رسد قصدش خلق ابهام و دامن زدن به آن و اصلا درون مایه و جوهره اثر همین ابهام است آن هم بر زمینه مضمون پر تعلیق و ابهام آفرینی همچون مسخ و دگر دیسی ، همراه با مایه های فرعی دیگری همچون حقیقت و واقعیت،و تصویر و سینما