قاره ای تاریک

قاره ای تاریک
تقریبا در تمام اسطوره های جهان زن به گونه ی موجودی پتیاره و گجسته نمودار شده است. او در برابر مرد فرومایه و بدسرشت است . هنوز در بسیاری جاها زنان حق ندارند با مردان غذا بخورند و ناگزیرند چند گام پس تر از شوی خویش راه بروند . هندوهای متعصب معتقدند که زنان به رستگاری نمی رسند مگر آنکه دوباره در هیات مرد زاده شوند .
این ستز مردانه با زن که عمر آن گویا به درازای زندگی بشر برروی زمین باشد بی گمان حاصل ناهمگونی جسمی و روانی زن با مرد است . شاید نخست چیزی که سبب شد تا مرد به دیده ی هیبت و هراس به زن بنگرد نیروی شگرف زایندگی بود که ضامن بقای زندگی است . در زبان عبری حوا نامی که بر نخستین زن نهادند با کلمه ای که معنای زندگی است هم ریشه است .شباهت صوری میان دو کلمه ی حوا و حیاه در زبان عربی نیز شاید متاثر از اصل عبری این کلمات باشد .در زبان فارسی واژه های زن و زندگی و زایندگی هم ریشه اند چنان که مرد با مرگ هم ریشه است .
ترس پنهان مرد از زن که شاید به دیرینگی زمان باشد پدیدآرنده ی بسیاری اسطوره ها و داستان ها بوده است . مرد هماره زن را موجودی مرموز ناشناختنی و ترسناک یافته است . این قدر بس که مردی مانند فروید چون می خواست درباره ی حیات جنسی زن سخن گوید از آن به عنوان قاره ای تاریک یاد می کرد.