بالا بلند تر از هر بلند بالایی

بالا بلند تر از هر بلند بالایی
By فرنی
یکی از چیزایی که در مورد این کتاب دوست داشتم، زردی پیرهن شارلوت بود که روی دست سیمور مونده بود و پاک نمی شد. این چیزا تو زندگی پیش می آد و گاهی اوقات، آگاهانه یا ناخودآگاه، روی کل زندگی آدم تاثیر می ذاره.
الان یه چیزی به ذهنم رسید که فقط یه فکره. اما شاید هم مث لکه ی زرد روی دست سیمور که به نظر من باعث می شه اون عاشق موریل شه، تو زندگی سلینجر بی تاثیر نبوده. حالا فرض کنیم که تاثیر خیلی جزئی!
انا اونیل، معشوقه ی سالینجر که بعدها با وجود سی و شش سال اختلاف سن با چارلی چاپلین ازدواج می کنه و این شکست عشقی ضربه ی شدیدی به سالینجر وارد می کنه. کولین اونیل، آخرین همسر سالینجر که اختلاف سنی فاحشی با او داره.
جویس مینارد، دختر باهوشی که در سن 18 سالگی مهمان خانه ی سالینجر 54 ساله می شه و همه چیز، حتی پذیرفته شدن در دانشگاه ییل رو به خاطر او زیر پا می گذاره، و الین جویس، بازیگر سریال های تلویزیونی.
ممم… یه چیز دیگه هم هست، اثبات مقبولیت برای دختران خیلی جوانتر…
1. دوست نداشتم که تنفر هولدن از سینما به خاطر همچین چیزی باشه.
2. کورین جنگل واژگون به نظر من جویس مینارده و ریموند فورد، سالینجر. به هر حال این داستان به نظر من هولناک اومد وقتی که خوندمش. اتفاقی که افتاد، کتاب رو برای یک پسری خریدم. چندین صفحه از کتاب چاپ نشده و سفید بود. از روی کتاب خودم براش اونها رو نوشتم. باعث شد که دوباره داستان رو بخونم که همین باعث قطع رابطه با اون پسر شد. همین و خیلی چیزهای دیگه، اما می تونم قسم بخورم که استارتش از اینجا بود!
از وبلاگ فرنی