جیغ

اثر : ادوارد مونک
اکسپرسیونیسم _ موزه ی مونک _ اسلو

یک روز عصر قدم زنان در راهی می رفتم . در یک سوی مسیرم شهر قرار داشت و در زیر پایم آبدره .
خسته بودم و بیمار . ایستادم و به آن سوی آبدره نگاه کردم . خورشید غروب می کرد . ابرها به رنگ سرخ . همچون خون . در آمده بودند .
احساس کردم جیغی از دل این طبیعت گذشت . به نظرم آمد از این جیغ آبستن شده ام . این تصویر را کشیدم . ابرها را به رنگ خون واقعی کشیدم . رنگ ها جیغ می کشیدند . این بود که جیغ از سه گانه ی کتیبه پدید آمد .

ادوارد مونک

Edvard Munch