![]() |
![]() |
|
| گولم |
|
۲۵۰ فیلم برتر جهان به ترتیب امتیاز
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 1:36 توسط رضا |
|
|
كلئو از ساعت 5 تا 7
کارگردان : آنیس واردا يك فيلم از موج نو سينماي فرانسه با بازي ژان لوك گدار در پاريس ساعت 5عصر خواننده ای به نام کلئو منتظر جواب آزمایش سرطانش است و سراغ فال بینی می رود اما ورق ها ترس او را زياد می کنند . در طول ساعت هاي بعد با دوست پسرش ملاقات مي كند و با دوست و مدیرش به كافه مي رود . با نزدیک شدن ساعت هفت در پارکی با آنتوان ملاقات می کند سرباز جوان که آخرین ساعت های مرخصی اش را می گذراندو باید به الجزایر بر گردد. کلئو شرایطش را توضیح می دهد و آنتوان تا مطب دکتر با او مي رود. حالا کلئو می تواند با شجاعت با سرنوشتش روبه رو شود . كلئو از 5 تا 7 يكي از فيلمهاي شناخته شده موج نو سينماي فرانسه است كه در اواخر دهه 1950ساخته شد
واردا» متولد 1928 در بلژيک، اولين فيلم بلند خود را در سال 1955 با نام «نقطه کوتاه» ساخت. «کلئو از ساعت 5 تا 7» و «سواحل آنيس» از معروفترين ساختههاي او هستند.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم آذر 1388ساعت 20:24 توسط رضا |
|
|
مرسدس سوسا مرسدس سوسا متولد 1935 در آرژانتین است و یکی از معروفترین و محبوبترین خوانندههای آمریکای جنوبی به شمار میرود. مرسدس سوسا که مشهورترین ترانهاشGracias a la vida سپاس از زندگی» نام دارد، در سال 2000 «جایزه گرمی» را برای بهترین آلبوم فولکلور نصیب خود کرده است.
مرسدس سوسا در کنسرت هایش معمولاً با طبل سنتی آمریکای جنوبی- بومبو- به صحنه می آمد روز چهارم اکتبر گذشته (۱٢ مهر ۱۳۸۸)، ملت آرژانتین و شاید تمام جهان اسپانیایی زبان، یکی از بزرگ ترین هنرمندان خود را از دست داد. خانم مرسدس سوسا* در سی سال اخیر، ترانه سرایی پیشگام و مردمی آمریکای لاتین را نمایندگی می کرد.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 14:14 توسط رضا |
|
|
زیبای مزاحم کارگردان : ژاک ریوت ادوارد فرنهوفر نقاش مشهوری که سالهاست دست از نقاشی کشیده و در ویلایی در حومه ی پاریس زندگی می کند . دیر زمانی است که ایده ی نقاشی ای با عنوان " زیبای مزاحم " را در ذهن دارد . دلالش او را ترغیب می کند که پس از سالها غیبت بار دیگر به کارزار بوم و قلم و رنگ باز گردد . در همین حال نقاش جوانی که فرنهوفر مراد اوست به همراه دوست دخترش مارین به ویلای او می آید .مارین بر خلاف میل دوست پسرش می پذیرد که مدل نقاشی فرنهوفر برای این ایده ی قدیمی باشد . از سوی دیگر " لیز " همسر فرنهوفر که سالها پیش قرار بوده مدل نقاشی زیبای مزاحم باشد و در عین حال سالهاست می کوشد فرنهوفر را ترغیب به نقاشی کند بر سر دوراهی قرار می گیرد . از یکسو او خوشحال است که فرنهوفر پس از سالها قلم به دست گرفته و از سوی دیگر می بیند که دختر جوانی دارد جایگزین او در این تابلو می شود . بدین ترتیب روابط آدم ها به واسطه ی آفرینش یک اثر هنری دچار بحران و تلاطم می شود . فرنهوفر به دلالش اعلام می کند که کار تابلو تمام شده است . دلال قصد دارد مهمانی کوچکی برای پرده برداری از این تابلو ترتیب دهد . فرنهوفر شب پیش از مراسم تابلو را به مارین نشان می دهد . مارین عصبانی و خشمگین از تصویر خود آتلیه را ترک می کند . لیز شبانه و دزدکی به آتلیه می رود و تابلو را می بیند و فقط بر پشت تابلو و در کنار امضای فرنهوفر یک صلیب می کشد . فرنهوفر مردد از آنچه که کشیده و تاثیر آن بر روابط افراد شبانه و در عرض چند ساعت تابلوی دیگری به عنوان " زیبای مزاحم " می کشد و تابلوی اصلی را به کمک دختر بچه ای در آتلیه اش دفن می کند . همچون رازی که هیچگاه نباید بازگو شود . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 22:28 توسط رضا |
|
|
قهوه ای تیره و سیاه به روی خاکستری ، این ها رنگ های ماخولیا هستند . با وجود این ، ونسان ون گوگ زمانی که می خواست چشم های دکتر گشه را نقاشی کند ، چشم هایی که قصد داشت در آن ها اندوه بی پایان او را نشان دهد ، رنگ آبی روشن را به کار می گیرد . گر چه نقاش بر آن بود تمام نا امیدی اش را به چهره ی او منتقل کند ، گشه گویی آن را به نیروی خلاقه بدل می کند .
در شهر سیلویا
فیلم در شهر سیلویا یک فیلم قرن بیست و یکمی است با ساختاری قرن نوزدهمی . ساختاری کند و آرام و سر حوصله . فیلم اصلا درباره هیچ کاری نکردن و هیچ اتفاقی نیافتادن است .فیلم درباره "حضور" است در باره " بودن " تماشا کردن ، شنیدن و انتظار کشیدن است و لذت بردن . همین .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 23:20 توسط رضا |
|
|
ایكاروس همواره نماد غرور انسان در راه رسیدن و كشف حقیقت است . اما در روایت اسطورهای قربانی غرور و عشق خویش است. غروری كه ریشه در نوعی آزادی طلبی و رهایی از چارچوب های محدود و ممنوع زندگی دارد اما در عکس ایکاروس با نوعی پوچی و نیهلیسم روبرو می شویم. که در ظرفی اسیر است و دیگر اشتیاقی به زیستن ندارد.عکس ایکاروس میتواند نمادی از معنا باختگی انسان معاصر نیز باشد.1 یكی از ویژگیهای برجستهی عکس بهره مندی خلاقانهی عکاس از تكنولوژی مدرن و تاثیر آن در خلق عکسی است كه در ذهن بیننده ماندگار خواهد بود " دست " همچون یك مركز ثقل عمل میكند و تمام عناصر در محوریت او هستند. مرز میان هنر و لذت بخشی در این عکس برداشته شده هر آنچه میبنی لذت بخش است عکاس گرفتار در دام تناقضی آشكار تلاش میكند در امتداد رویكرد هنر مدرن در نبرد با آثار گذشتگان و نیز تلاش برای بازیابی اسطوره ی ایکاروس بر مبنای وضعیت انسان پست مدرن به نوعی هماغوشی دست یابد كه این امر تنها در بستر ظنز آمیز ممكن میگردد که ظرفیت پذیرش چنین تناقضی را دارد2 عکاس با اتكا به دید فراتاریخی ایكاروس و بهرهمندی از امكانات مدرن در فرآیند بینامتنیت از اسطورهی ایكاروس و نظام روایی آن را در بستری تازه بازگو میكند. تمركز این بازگویی هرچه بیشتر بر چیستی است تا چگونگی. عکس ایکاروس شاید بیشتر از اینکه دارای پیامی عمیق و فلسفی باشد بیشتر به بازی کودکانه و کنجکاوانه می ماند. بازی کودکانه ای که از تخیلات عکاس درباره داستان این اسطوره شکل گرفته3 |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 22:9 توسط رضا |
|
|
سبکی تحمل ناپذیری هستی کارگردان امریکایی فیلیپ کافمن از روی رمان سبکی تحمل ناپذیری هستی ( بار هستی ) فیلمی ساخته است . و این روایت سینمایی غیر ممکن بودن انتقال سبک داستان روشن فکرانه ی کوندرا را در زبان تصویری سینما تصدیق می کند . |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 22:37 توسط رضا |
|
|
Double Life of Veronika
1998 - OST
۲. Veroniqu |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 22:9 توسط رضا |
|
|
نگاهی به ۱۰۱ سال برگزاری جایزهی نوبل ادبیات
به گزارش ایسنا، جایزهی نوبل ادبیات هرساله از سوی آکادمی نوبل برای تقدیر از یک عمر دستاورد ادبی به یک شاعر، نویسنده و یا نمایشنامهنویس اعطا میشود که بهدلیل قدمت و ارزش مادی، با دیگر جایزههای ادبی در جهان قابل مقایسه نیست. |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 16:41 توسط رضا |
|
|
۱۰ عکس دستکاری شده برتر قرن از نگاه تایم معرفی شد پایگاه اینترنتی مجله تایم به تازگی دست به انتخاب 10 عکس دستکاری شده برتر از زمان ابداع این رسانه زده که عکاسانشان به دلایلی به اصلاح یا دستکاری آنها اقدام کردند.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 16:36 توسط رضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
صادق هدایت عباس معروفی هوشنگ گلشیری فرانتس کافکا صادق چوبك رنسانس میلان کوندرا نامه های فروغ فرخزاد به پرویز شاپور فروغ فرخزاد ابراهیم گلستان آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
موسیقی |
| پیوندها |
|
دکتر مهرآفرین برش هاي كوتاه یادداشتهای مهران فرهنگ و بانک کاغذهایم تمام شده سنگ و کلوخ گریفن واگویه های یک دل شیدائی هفت حصار ازپشت شیشه جسم و جان روانکاوی گلوباليست |
|
RSS
|